شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۹
بعثت؛ تحول بنیادین در تاریخ معنوی بشر

حوزه/ معاون پژوهش مدرسه علمیه تخصصی زینب کبری رفسنجان با تبیین ابعاد اعتقادی اجتماعی و اخلاقی دوران جاهلیت، مبعث پیامبر اکرم(ص) را نه‌تنها یک تحول مذهبی، بلکه آغازگر «تحول بنیادین در تاریخ معنوی بشر» عنوان کرد.

به گزارش خبرگزاری حوزه از کرمان، در آستانه بعثت پیامبر اسلام (ص)، جامعه عربستان در آشفتگی عمیقی از جاهلیت، شرک، ظلم و بی‌سوادی غرق شده بود. در این فضای مهیج، مبعث پیامبر اکرم (ص) به عنوان یک نور آسمانی، پایان دوران تاریک جاهلیت را اعلام کرد و آغاز یک عصر جدید از توحید، عدالت، عقلانیت و کرامت انسانی را رقم زد.

خانم مهرعلی‌نسب معاون پژوهش مدرسه علمیه تخصصی زینب کبری رفسنجان، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در کرمان، به بررسی این تحول بنیادین پرداخت، متن گفتگو به شرح زیر است:

شرایط حاکم بر جامعه عربستان در آستانه بعثت چگونه بود و چرا این دوران را «عصر جاهلیت» می‌نامند؟

دوران پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص) در شبه‌جزیره عربستان، به ویژه در منطقه حجاز، از جنبه‌های مختلف در وضعیت خاصی به سر می‌برد که در مجموع با عنوان «عصر جاهلیت» شناخته می‌شود. این عنوان عمدتاً بر اساس توصیف قرآن کریم (مانند آیه ۳۳ سوره احزاب) و روایات اسلامی به کار می‌رود و به معنای «دوران نادانی و غفلت از حق و یکتاپرستی» است، نه صرفاً نادانی علمی. شرایط حاکم بر جامعه عربستان در آستانه بعثت را می توان در چند محور مطرح کرد.

وضعیت مذهبی و اعتقادی

شرک و بت‌پرستی عقیده غالب در جامعه بود. اکثر قبایل عرب بت‌هایی از جنس سنگ یا چوب را می‌پرستیدند (مانند لات، عُزّی، مَنات). هر قبیله معمولاً بت مخصوص خود داشت و کعبه نیز مملو از این بت‌ها بود. البته تعداد اندکی از افراد هم که دین حضرت ابراهیم (ع) را پیروی می‌کرد وجود داشتند.

همچنین تعدادی هم که به آنان اهل کتاب می گفتند در شبه جزیره عربستان بودند؛ گروه‌هایی از یهودیان (در یثرب و خیبر) و مسیحیان (در نجران و حاشیه شام) زندگی می‌کردند، اما تاثیر چندانی بر باورهای غالب بت‌پرستانه نداشتند. علاوه بر آن خرافات هم جامعه اعراب را در برگرفته بود؛ اعتقاد شدید به طالع‌بینان، کاهنان و فال‌گیران رواج داشت.

وضعیت اجتماعی و قبیله‌ای

از نظر اجتماعی جامعه حول محور قبیله سازمان یافته بود. وفاداری به قبیله (عصبیّت) بر هر چیز دیگری اولویت داشت. بی‌قانونی و غارتگری رواج داشت و حق با زور بود. راهزنی و غارت قبایل ضعیف‌تر (غزوات) امری رایج و حتی مایه افتخار محسوب می‌شد.

در جامعه آن روز اعراب برده‌داری به شکل گسترده‌ای رواج داشت و بردها از هر گونه حق انسانی محروم بودند و زنان از بسیاری حقوق محروم بودند. زنده به گور کردن دختران از ترس فقر یا ننگ، در برخی قبایل مرسوم بود. زنان به عنوان مال به ارث برده می‌شدند.

وضعیت اخلاقی

از نظر اخلاقی، خشونت و انتقام‌جویی در بین اعراب رایج بود به گونه ای که جنگ‌های طولانی و خونین بین قبایل، برای دهه‌ها ادامه داشت. خونخواهی می‌توانست نسل‌ها ادامه یابد. فساد اخلاقی رایج بود و برخی انواع روابط جنسی نامشروع (مانند زنا) در بین برخی افراد شایع بود. میگساری و قمار (مَیسر) بسیار رایج بود. از طرف دیگر فقدان امنیت هم از مشکلات اساسی آن زمان بود و اگر فرد عضو یک قبیله قدرتمند نبود، در امنیت جانی و مالی نبود.

وضعیت فرهنگی و فکری

از نظر فرهنگی، بی‌سوادی گسترده در جامعه بود و درصد بسیار کمی از مردم توانایی خواندن و نوشتن داشتند و شعر و شاعری جایگاه بسیار بالایی داشت. شعرا مدح و ذم می‌کردند و به نوعی رسانه‌ی زمان خود بودند. محتواهای شعر اغلب حول مباحثی مانند غرور قبیله‌ای، هجو دیگران، وصف شراب و عشق بود.

در جامعه اعراب آن روز هیچ حکومت یا قانون جامعی برای کل شبه‌جزیره وجود نداشت و هر قبیله به صورت خودمختار و تحت رهبری شیخ اداره می‌شد. علت نامگذاری این دوران به «عصر جاهلیت» تنها به بی‌سوادی مربوط نمی‌شود، بلکه اشاره به «جهل در مقابل علم الهی» دارد. این جهل چند بعد داشت؛

اول جهل فلسفی و اعتقادی بود؛ جهل نسبت به خداوند یکتا، معاد و هدفمندی آفرینش. دوم جهل اخلاقی و ارزشی بود؛ جهل نسبت به ارزش‌های انسانی والا و زندگی مبتنی بر فضیلت. جامعه در ظلمت ستم، فخر فروشی بر اساس نژاد و ثروت، و پایمال کردن حقوق ضعیفان غوطه‌ور بود. سوم جهل اجتماعی بود؛ جهل نسبت به نحوه تشکیل یک جامعه منسجم بر پایه عدالت و قانون واحد به جای تعصبات قبیله‌ای.

در یک نگاه کلی جامعه عربستان در آستانه بعثت، جامعه‌ای بت‌پرست، متفرق، خشونت‌زده و غرق در خرافات و ارزش‌های مادی بود. اسلام با آوردن توحید به جای شرک، عدالت به جای ظلم، معاد به جای مادی‌گرایی محض، عقلانیت به جای خرافه و امت واحده به جای نظام قبیله‌ای، تحولی بنیادین در تمامی این عرصه‌ها ایجاد کرد. از این منظر، دوران پیش از اسلام به عنوان دوران جهل نسبت به این حقایق والا شناخته می‌شود.

بعثت؛ تحول بنیادین بعثت در تاریخ معنوی بشر

دعوت پیامبر (ص) در ابتدا به صورت مخفیانه انجام شد. دلیل این امر چه بود و اولین افرادی که به اسلام گرویدند، چه کسانی بودند و چه ویژگی‌هایی داشتند؟

دعوت پنهانی پیامبر اسلام (ص) در سال‌های اولیه بعثت، استراتژی حکیمانه‌ای بود که به مدت سه سال به طول انجامید و هدف آن حفظ نهال نوپای اسلام در محیط خشن مکه بود. این رویکرد محتاطانه، به دلیل سلطه بت‌پرستی و نظام قبیله‌ای قریش، برای جلوگیری از مخالفت‌های شدید و خطر جانی ضروری بود تا اسلام فرصت یابد هسته اولیه خود را با ایمانی راسخ تشکیل داده و برای مرحله آشکارسازی آماده شود.

در این دوره مخفیانه، حدود ۴۰ نفر به اسلام گرویدند که پایه‌های جامعه اسلامی آینده را بنا نهادند. نخستین مؤمنان شامل شخصیت‌های برجسته‌ای بودند؛ خدیجه (س) همسر پیامبر (ص)، که با ثروت و حمایت عاطفی خود سنگ بنای حمایت‌های مالی و روانی بود و علی بن ابی‌طالب (ع)، که در سن ده سالگی به عنوان پرورش‌یافته دامان پیامبر (ص)، ایمان خود را آشکار کرد.

دیگر مسلمانان اولیه شامل جعفر بن ابی‌طالب، سلمان فارسی، بلال حبشی و عمار یاسر به همراه والدینش بودند. این گروه اولیه، با وجود تفاوت‌های اجتماعی از جمله بردگان، آزادشدگان، زنان و جوانان، سه ویژگی مشترک داشتند، از جمله ایمان و فداکاری بی‌قید و شرط در برابر شکنجه‌ها، نزدیکی و اعتماد به پیامبر(ص) و تنوع اجتماعی که نشان‌دهنده عمومیت و جهان‌شمولی دعوت اسلامی از همان ابتدا بود.

پس از دعوت علنی، مهمترین واکنش‌ها و مخالفت‌های سران قریش در برابر دعوت پیامبر (ص) چه بود و آنان برای مقابله با اسلام از چه ابزارها و شیوه‌هایی استفاده کردند؟

پس از دعوت علنی پیامبر (ص)، سران قریش که موقعیت اجتماعی، اقتصادی و دینی خود را در خطر دیدند، با سختی تمام به مقابله برخاستند. مخالفت آنان ابتدا با شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز آغاز شد، اما به تدریج به آزار جسمانی، تحریم و حتی طرح‌ریزی برای قتل پیامبر (ص) و یارانش رسید. در اینجا می توان اهم فعالیت آنان را در چند بخش خلاصه کرد؛

اول تلاش برای تطمیع و مذاکره بود؛ سران قریش پیشنهادهایی مانند ثروت، مقام و تبادل دینی ارائه دادند، از جمله پیشنهاد ریاست و ثروت به پیامبر (ص) در ازای دست کشیدن از دعوت، یا پیشنهاد «یک سال بت‌های قریش را بپرستید، یک سال ما خدای شما را بپرستیم»

دوم، تهدید و ارعاب بود؛ آنها به تهدید به قتل پیامبر (ص) و فشار بر ابوطالب پرداختند، از جمله درخواست از ابوطالب برای تسلیم پیامبر (ص) به قریش و تهدید به جنگ در صورت ادامه حمایت ایشان.

سوم، آزار روانی و تبلیغات منفی بود؛ کفار با تمسخر، نسبت‌های ناروا و شایعه‌پراکنی، عناوینی مانند کذاب، ساحر، جن‌زده و مجنون را به پیامبر (ص) نسبت دادند و به دلیل پسر نداشتن ایشان را «ابتر» نامیدند.

چهارم، آزار جسمانی بود، حمله‌های فیزیکی مستقیم به پیامبر (ص) و مسلمانان، از جمله ریختن شکمبه گوسفند بر سر پیامبر (ص)، ریختن خاک و خاکستر در کوچه‌ها، و پیچیدن عبا به دور گلوی ایشان توسط عقبة بن ابی‌معیط.

پنجم، محاصره اقتصادی و اجتماعی بود؛ تحریم همه‌جانبه بنی‌هاشم و مسلمانان، امضای پیمان نامه‌ای که هرگونه تجارت، ازدواج و ارتباط اجتماعی را ممنوع می‌کرد و محاصره سه ساله که گرسنگی و مشقت‌های شدید به همراه آورد.

ششم، جلوگیری از گسترش دعوت بود، منع مردم از گوش دادن به قرآن، جلوگیری از اسلام آوردن دیگران و استفاده از شعر و شاعری (که در عرب ابزار مهم تبلیغاتی بود) برای مقابله با پیامبر (ص).

در نهایت، سران قریش وقتی دیدند هیچ یک از این ابزارها کارگر نیفتاده، به طرح‌ریزی برای قتل پیامبر (ص) روی آوردند که این نقشه به هجرت پیامبر (ص) به مدینه و آغاز فصل جدیدی در تاریخ اسلام انجامید.

حادثه مبعث تنها یک اتفاق شخصی نبود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ بشر بود. مهمترین اهداف و پیام‌های جهانی این واقعه چه بود؟

حادثه مبعث پیامبر اکرم(ص) تنها یک تجربه شخصی نبود، بلکه نقطه آغاز تحولی جهانی با اهداف و پیام‌هایی بنیادین برای تمام بشریت بود، مهم‌ترین اهداف و پیام‌های جهانی این رویداد را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد، اول بازگرداندن توحید ناب؛ اصلی‌ترین هدف، پایان دادن به شرک و بت‌پرستی و دعوت انسان‌ها به پرستش خدای یگانه (الله) بود. قرآن این هدف را صریحاً بیان می‌کند «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ»، دوم آزادسازی انسان از بندگی غیرخدا؛ بعثت آمد تا انسان را از بندگی طاغوت‌ها، قدرت‌ها، هوس‌ها و خرافات رها کند و به بندگی پروردگار برساند که عین آزادی است، سوم تکمیل اخلاق کریمه؛ پیامبر (ص) فرمودند «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» این هدف، محور شخصیت و جامعه اسلامی است، چهارم برقراری عدالت فراگیر؛ هدف دیگر، ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر قسط و عدل در تمام عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و قضایی بود: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». پنجم، ایجاد امت واحد انسانی؛ اسلام مرزهای قبیله‌ای، نژادی و طبقاتی جاهلیت را درهم شکست و معیار برتری را تقوا قرار داد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (سوره حجرات، آیه ۱۳)

بر اساس این اهداف، بعثت پیام‌های جهانی داشت. اول، پیام آزادی و کرامت انسانی؛ بعثت اعلام کرد که همه انسان‌ها آزاد و دارای کرامت ذاتی هستند و هیچ‌کس بر دیگری برتری ذاتی ندارد. دوم، پیام علم و دانش؛ نخستین آیات نازل‌شده بر پیامبر (ص) با امر به «اقْرَأْ» (بخوان) آغاز شد و ارزش علم و تفکر را در هسته دعوت قرار داد. سوم، پیام رحمت برای جهانیان؛ قرآن پیامبر (ص) را «رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ» معرفی می‌کند. این رحمت شامل همه جنبه‌های هدایت، اخلاق و قوانین اجتماعی می‌شود. چهارم، پیام عقلانیت و مبارزه با خرافه؛ اسلام با هرگونه تفکر غیرعقلانی، جبرگرایی و خرافه‌پرستی مبارزه کرد و انسان را به تدبر در آفرینش دعوت نمود. پنجم، پیام مسئولیت و آخرت‌گرایی؛ بعثت، انسان را از زندگی مادی محض رهانید و با اعتقاد به معاد و حسابرسی روز قیامت، به زندگی او معنای عمیق و مسئولیت‌پذیری داد.

بنابراین بعثت پیامبر (ص)، منشور آزادی، کرامت، عدالت و هدایت برای تمام انسان‌ها در همه اعصار بود. این واقعه، گذر از جهالت و پراکندگی به سوی نور، وحدت و تمدنی مبتنی بر اخلاق و عقلانیت را رقم زد.

جبرئیل امین علاوه بر ابلاغ وحی، چه نقش‌ها و وظایف دیگری در همراهی و تقویت پیامبر (ص) در سال‌های اولیه بعثت داشت؟

فرشته وحی، جبرئیل امین، علاوه بر ابلاغ قرآن، نقش‌های متعدد و حیاتی در پشتیبانی، آموزش و تقویت پیامبر اکرم (ص) به ویژه در سال‌های آغازین رسالت داشت. این نقش‌ها را می‌توان در چند دسته اصلی خلاصه کرد. اول، آموزش و تعلیم احکام؛ جبرئیل تنها پیام‌آور نبود، بلکه معلم و مربی پیامبر (ص) نیز بود. او نحوه وضو گرفتن و نماز خواندن را به پیامبر (ص) آموخت، قرآن را به او تعلیم داد و بر اساس آیه «عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَیٰ»، برنامه عبادی شبانه را در سوره مزمل ابلاغ کرد. دوم، تقویت روحی و روانی (تأیید و تسلی)؛ در شرایط سخت و پراضطراب آغاز دعوت، جبرئیل مأمور تأیید و آرامش قلب پیامبر (ص) بود. بر اساس منابع اسلامی، جبرئیل به همراه میکائیل مأمور گشایش سینه پیامبر (ص) شدند تا ایشان را برای پذیرش بار سنگین رسالت آماده کنند. او همواره یاور و پشتیبان پیامبر (ص) در طول رسالت بود و در لحظات دشوار، مایه قوت قلب ایشان می‌شد.

سوم، همراهی در وقایع مهم رسالت؛ جبرئیل در بسیاری از رخدادهای سرنوشت‌ساز حضور و نقش مستقیم داشت. در سفر معجزه‌آسای معراج، او همسفر و راهنمای پیامبر (ص) در سیر به سوی ملکوت بود. همچنین، منابع تاریخی از حضور و یاری جبرئیل در وقایع مهمی مانند صلح حدیبیه، فتح مکه و برخی غزوات یاد کرده‌اند.

همچنین، در مناسبت‌های ویژه، مانند دستور تغییر قبله از بیت‌المقدس به کعبه، این جبرئیل بود که فرمان الهی را ابلاغ کرد. در نهایت، نقش‌های تکمیلی جبرئیل، مناسک حج را به پیامبرانی مانند حضرت آدم (ع) و ابراهیم (ع) آموخته بود و در انتقال این سنت نقش داشت. جبرئیل امین، در کنار وظیفه اصلی ابلاغ وحی، حلقه اتصال پیوسته عالم غیب به عالم شهادت بود. نقش او محدود به یک پیام‌رسان نبود، بلکه به عنوان معلم، مربی، پشتیبان روحی و کمک‌کار عملی، پیامبر (ص) را در تمام مراحل دشوار رسالت، به ویژه در سال‌های ابتدایی که پیامبر و مسلمانان تحت شدیدترین فشارها بودند، همراهی و تقویت می‌کرد.

بعثت؛ تحول بنیادین بعثت در تاریخ معنوی بشر

چرا مبعث را «مبدأ تاریخ معنوی بشر» می‌دانند؟ این حادثه چه تفاوت‌های بنیادینی با نظام‌های فکری و ارزشی پیش از خود ایجاد کرد؟

مبعث پیامبر اسلام(ص) را «مبدأ تاریخ معنوی بشر» می‌دانند زیرا این حادثه آغازگر فصل جدیدی از هدایت الهی بود که مسیر زندگی فردی و اجتماعی انسان را دگرگون کرد، زیرا از یک طرف شروع جدید ابلاغ مستقیم احکام الهی به بشریت بود. آیات نخستین سوره علق نشان‌دهنده این تحول است، پیام جهانی و فرازمانی مبعث تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه رخداد نو شونده و پیامی مانا و حیات‌بخش برای همه انسان‌ها در همه اعصار است. مخاطب آن همه انسان‌ها، حتی کسانی که پیامبر را ندیده‌اند، هستند.

ایجاد نظام زندگی بر پایه توحید، توحید در اسلام صرفاً یک نظریه فلسفی نیست، بلکه یک روش زندگی برای انسان‌ها است، خدا را در زندگی خود حاکم کردن و دست قدرت‌های گوناگون را از زندگی بشر کوتاه نمودند، این نظام، زندگی دنیوی و اخروی را سامان می‌بخشد. تحول مستمر معنوی مبعث «رستاخیز عظیم معنویت» است که پراکندگی را به یگانگی، بی‌پروایی را به عفت و تکبر را به تواضع تبدیل کرد. این تحول، زمینه «تکامل فردی و اجتماعی» را فراهم آورد.

از طرف دیگر آموزه های بعثت تفاوت‌های بنیادین با نظام‌های فکری و ارزشی پیش از خود داشت چرا که مبعث در تقابل کامل با «جاهلیت» (دوران پیش از اسلام) قرار داشت. جاهلیت تنها فقدان علم نبود، بلکه «غلبه و حاکمیت نیروی شهوت و غضب انسانی بر محیط زندگی» بود. در یک کلام می توان گفت که مبعث پیامبر اسلام(ص) به دلیل خاتمه دادن به دوره جاهلیت، احیای توحید به‌عنوان اساس زندگی، ارائه پیامی جهانی و جاودان و ایجاد تحول در تمام ابعاد فردی و اجتماعی، به‌حق «مبدأ تاریخ معنوی بشر» نامیده می‌شود، این حادثه، نه تنها نظام‌های فکری و ارزشی پیش از خود را دگرگون کرد، بلکه الگویی برای زندگی توحیدی و اخلاق‌محور تا پایان تاریخ ارائه داد.

یکی از محوری‌ترین پیام‌های آغازین بعثت، مسئله «معاد و زندگی پس از مرگ» بود. چرا تأکید بر این مسئله در جامعه آن روز عربستان تا این حد حیاتی و چالش‌برانگیز بود؟

تأکید پیامبر اسلام بر «معاد و زندگی پس از مرگ» در آغاز بعثت، به این دلیل حیاتی و چالش‌برانگیز بود که در برابر باور غالب و ریشه‌دار جامعه عربستانِ پیش از اسلام قرار می‌گرفت. این جامعه، ترکیبی از بی‌خدایی، مادی‌گرایی و بت‌پرستی بود که زندگی را منحصر به دنیا می‌دانست.

باورهای رایج درباره مرگ و آخرت را می‌توان در چند دسته خلاصه کرد؛ گروهی به طور مطلق معاد را انکار میکردند و اساساً منکر خدا و هرگونه حیات پس از مرگ بودند و می‌گفتند: «چیزی جز زندگانی دنیا وجود ندارد، گروهی می‌میرند و گروه دیگری به جای آنها می‌آیند و تنها طبیعت (دَهْر) است که ما را می‌میراند»، این دیدگاه مادی‌گرایانه، مرگ را پایان قطعی می‌دانست.

گروهی خدا را می‌پذیرفتند، اما زنده شدن دوباره را غیرممکن می‌پنداشتند و استدلال می‌کردند «چه کسی می‌تواند استخوان‌های پوسیده را زنده کند؟» گروهی دیگر توجیهات خرافی برای آخرت داشتند؛ حتی معدود افرادی که به نوعی به حیات پس از مرگ فکر می‌کردند، باورهای غیرمنطقی داشتند. مثلاً برخی وصیت می‌کردند بر قبرشان شتری قربانی کنند تا در قیامت سواره محشور شوند.

در چنین فضایی، پیام معاد چند کارکرد اساسی داشت، اول ایجاد مسئولیت‌پذیری و نظم اخلاقی؛ اعتقاد به حسابرسی در آخرت، قوی‌ترین عامل بازدارنده از ظلم، فساد و بی‌بندوباری می‌توانست باشد و انگیزه‌ای برای عدالت و تقوا ایجاد کند، دوم معنابخشی به زندگی؛ این آموزه به زندگی دنیوی که در نگاه جاهلی پوچ و بی‌هدف بود، معنا و جهتی والا (آماده‌شدن برای زندگی ابدی) می‌داد. سوم پایه‌ریزی نظام توحیدی؛ معاد، رکن مکمل توحید است. پذیرش خداوند عادل بدون باور به روز حساب، ناقص است. بنابراین، این آموزه برای تکمیل و تثبیت جهان‌بینی اسلامی ضروری بود.

این آموزه جدید علی رغم کارکرد مفیدی که داشت با مقاومت شدیدی مواجه شد زیرا مخالفت با باورهای دیرینه اعراب می کرد، اندیشهٔ انکار معاد در فرهنگ و حتی اشعار آنان ریشه داشت، پذیرش معاد به معنای زیر سوال بردن تمام این پیشینه بود، مورد بعد تهدید منافع مادی و اجتماعی اعراب را در بر داشت؛ باور به معاد و حسابرسی، منطق حاکم بر بسیاری از سنت‌های سودجویانه (مانند رباخواری، ظلم به ضعفا، زنده‌به‌گور کردن دختران) را باطل می‌کرد و قدرت و ثروت طبقه حاکم را به چالش می‌کشید. مورد آخر نیز این بود که استبعاد عقلانی از معاد داشتند؛ برای بسیاری، زنده شدن دوبارهٔ اجساد در گور، امری غیرقابل درک و غیرعقلانی می‌نمود و آن را مسخره می‌کردند.

این پیام نو، نه تنها یک اعتقاد جدید، که انقلابی فکری و اجتماعی بود که بنیان‌های جامعه جاهلی را هدف قرار می‌داد و به همین دلیل هم برای اصلاح جامعه حیاتی بود و هم با چالش‌های عمیقی روبرو شد.

این گفتگو ادامه دارد...

انتهای پیام. /

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha